| تعداد نشریات | 21 |
| تعداد شمارهها | 356 |
| تعداد مقالات | 3,974 |
| تعداد مشاهده مقاله | 5,583,523 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 3,734,507 |
بازنمایی صحنههای بُزکِشی بر سفالینههای گلابهای رنگارنگ منسوب به نیشابور: مبتنیبر رویکرد آیکنوگرافیک و آیکنولوژیک در دورۀ سامانی | ||
| نگارینه هنر اسلامی | ||
| مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از تاریخ 11 مرداد 1405 | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22077/nia.2026.10820.2030 | ||
| نویسندگان | ||
| نسرین بیکمحمدی1؛ خلیل الله بیک محمدی* 2 | ||
| 1دانشجوی دکترای باستانشناسی، گروه باستانشناسی، دانشکدۀ حفاظت و مرمت، دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران | ||
| 2استادیار گروه باستانشناسی، دانشکدۀ میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران | ||
| چکیده | ||
| مطالعۀ سفالینههای گلابهای رنگارنگ بهدلیل نقشمایههای انسانی و جانوری منحصربهفرد، همواره موردتوجه پژوهشگران بوده است؛ اما با وجود گذشت چند دهه از پژوهشها دربارۀ منشأ و معنای این نقوش، برخی صحنههای روایی همچنان در هالهای از ابهام قرار دارند و بهدرستی تفسیر نشدهاند. یکی از نمونههای بحثبرانگیز، صحنۀ مشترک سه سفالینۀ گلابهای رنگارنگ نگهداریشده در موزههای سنندج، بنیاد مستضعفان و دنور است؛ صحنهای که تفسیرهای پیشین متکیبر منابع تاریخی، از انسجام مفهومی کافی برخوردار نیستند و قطعیت لازم را ایجاد نمیکنند؛ از اینرو، اتکا به مطالعات تاریخی بهتنهایی پاسخگوی پیچیدگی معنایی این نقوش نیست و بهرهگیری از رویکردهای میانرشتهای، بهویژه قومشناسی، امکان دستیابی به خوانشی دقیقتر و عمیقتر را فراهم میکند. پژوهش حاضر با هدف بازخوانی این صحنۀ روایی، که ریشۀ معنایی و جغرافیایی آن با قلمرو فرهنگی خراسان و آسیای میانه پیوند دارد، برپایۀ رویکرد آیکنوگرافی اروین پانوفسکی در کنار دادههای قومشناسی سامان یافته است. پرسشهای اصلی این تحقیق عبارتنداز: 1) مضمون صحنۀ روایی مصور بر سه سفالینۀ مورد بررسی چیست؟ 2) دادههای قومشناسی و شواهد زیستۀ معاصر تا چه اندازه میتوانند تفسیر نقوش سفالینههای دورۀ سامانی را تقویت و تکمیل کنند؟ این پژوهش با روش تاریخیِ تحلیلی-تطبیقی و با شیوۀ گردآوری کتابخانهای دادهها انجام شده است. نتایج نشان میدهد که صحنۀ منقوش بر سه سفالینه، بازنمایی کهن آئین اسبسواری و بازی بُزکِشی است؛ آئینی ریشهدار در سنتهای رزمی و سوارهنظامی اقوام آسیای میانه که تا امروز نیز در این گسترۀ فرهنگی تداوم یافته است. چنین نتیجهای نشان میدهد که بهرهگیری از مطالعات قومشناسی در کنار خوانش تاریخی، توانایی گشودن لایههای پنهان و ژرف معنایی نقوش سفالینههای نیشابور را دارد و چشماندازی کارآمد در تفسیر این آثار فراهم میکند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| سفال؛ نیشابور؛ بُزکِشی؛ آیکنوگرافی؛ قومشناسی | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 2 |
||