| تعداد نشریات | 21 |
| تعداد شمارهها | 370 |
| تعداد مقالات | 3,846 |
| تعداد مشاهده مقاله | 5,157,835 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 3,467,187 |
تخت بهمثابه نماد سلطنت: گفتمان قدرت در نگارگری دورههای تیموری و صفوی | ||
| نگارینه هنر اسلامی | ||
| مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از تاریخ 19 خرداد 1405 | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22077/nia.2026.10847.2034 | ||
| نویسندگان | ||
| امیرحسین عباسی شوکت آباد1؛ سیدرضا حسینی* 2 | ||
| 1کاندیدای دکتری تاریخ تطبیقی و تحلیلی هنراسلامی، گروه هنراسلامی، دانشگاه شاهد، تهران، ایران | ||
| 2دانشیار گروه نقاشی، دانشکده هنر، دانشگاه شاهد، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| در نگارگری ایرانی دورههای تیموری و صفوی، تخت سلطنتی بهعنوان عنصری محوری، نقش معناساز در سازماندهی گفتمان قدرت داشته است. با وجود اهمیت آن، پژوهشهای پیشین عمدتاً توصیفی و شمایلنگارانه بوده و به کارکرد گفتمانی تخت در بازتولید ساختارهای قدرت بر پایه نظریه فوکو نپرداختهاند. از این رو، مسئله اصلی پژوهش حاضر، نحوه بازنمایی تخت بهمثابه یک مکانیسم گفتمانی با اتکا بر گفتمان قدرت فوکو در این دو دوره است. این پژوهش با هدف تحلیل و مقایسه کارکرد گفتمانی تخت شاهی در نگارگری تیموری و صفوی بر پایه گفتمان قدرت فوکو انجام شده تا نشان دهد چگونه بازنمایی تخت بهمثابه مکانیسمی گفتمانی، مفاهیمی چون مشروعیت سلطنت و سلسلهمراتب اجتماعی را تولید و تثبیت کرده و تحولات زیرمتنهای قدرت و دانش را در این دو دوره روشن میسازد. سوالات پژوهش: ۱. تخت شاهی بهمثابه یک مکانیسم گفتمانی در چارچوب نظریه قدرت فوکو، چگونه در نگارگری تیموری و صفوی به تولید و بازتولید ساختارهای قدرت و مشروعیت سلطنت میپردازد؟ ۲. بر اساس رویکرد گفتمان قدرت فوکو، با توجه به تحولات تاریخی تخت، چه تغییراتی در بازنمایی گفتمان قدرت در نگارگری صفوی نسبت به تیموری مشاهده میشود؟ پژوهش حاضر از نظر هدف بنیادی و از نظر ماهیت کیفی است و با روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد تطبیقی و بهرهگیری از گفتمانکاوی مبتنی بر نظریه قدرت فوکو انجام شده است. گردآوری اطلاعات بهروش کتابخانهای صورت گرفته و تحلیل در چهار مرحله توصیف، کدگذاری مفاهیم گفتمانی، تحلیل تطبیقی و نتیجهگیری انجام شده است. جامعه پژوهش شامل نگارههای تیموری و صفوی است که در آنها تخت شاهی بازنمایی شده یا قدرت سلطنتی در غیاب فیزیکی تخت بازتولید میگردد. از میان آنها، بر اساس اصل اشباع نظری، ۲۰ نگاره (۱۰ اثر از هر دوره) بهصورت هدفمند بر اساس ویژگیهای بصری، تاریخی و محتوایی گزینش شده است. یافتهها نشان میدهد که تخت شاهی در نگارگری تیموری با بهرهگیری از مرکزیت بصری، تقارن هندسی، فاصلهگذاری و سکون فیگورها، قدرتی ایستا و متمرکز را بازنمایی میکند. در مقابل، در نگارگری صفوی، تخت در ساختاری متکثر و آیینی قرار میگیرد و قدرت از راه تعاملات درباری، حضور جمعی و عناصر نمادین پیرامونی توزیع میشود. این تحول بیانگر گذار از سکون و مرکزیت مطلق به کنش پویا و رفتار فعال درباری است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| نگارگری؛ تخت سلطنتی؛ گفتمان قدرت؛ دوره تیموری؛ دوره صفوی | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 14 |
||